💠ذهـــــــــن نشـــــــــین💠

⭐پِـــــیج ِ مقــــدسی برایـ خودِ خـــودمـ⭐

💠ذهـــــــــن نشـــــــــین💠

⭐پِـــــیج ِ مقــــدسی برایـ خودِ خـــودمـ⭐

۳۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۱شهریور

دیشــــب رفتیم با پدر محترم و خواهر جیگیل بستنی بخوریم.


بعد از گذروندن مراحل متعدد و سخت ، بالاخره پدر رو ملبس کردیم و راه انداختیم.(اول قرار بود بریم خونه مامانی اینا، بعد که فهمیدیم لشکر تاتار ریختن خونشون کلا منصرف شدیم.)


توی راه تصمیمات کبرا ی زیادی گرفتیم.از جمله سوزوندن دل دخترعمو فلک زده من:|

خواهر گرام: دنیا تو نگو اصن.من خودم بهش میگم دلش بسوزه کیف کنم...

واقعا که....


به مقصد که رسیدیم ، یه اناربستــنی زدیم به رگـــ...خیلی داغون بود...

تجربه شد که دیگه میوه ای رو نخورم که فصلش نیست.


دنبال کار ، توی نیازمندی قرمزای صبح گشتم...موردای زیاد ِخوبی بود...ولی...

(یه مدت بود که خیلی دنبال کار کردن بودم...از وقتی برام مسجع شده که آدمای کثافت تو جامعه خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بیشتر از ون چیزین که بشه تصور کرد، کلا ناامیدی غریبی اومده سراغم...هه....ولی تازگیا از دختر بودنم میترسم!!!!)


باید برم برای دانشگاه (80 %لود) لباس و غیره تهیه کنم.


از بامیلو خرید کردم.ولی دروغگو آآآآ 25 تومن تخفیفو ندادن 



___

+ سهمــیه:

سهمیه منطقه ها- سهمیه ایثارگری - سهمیه شاهد - سهمیه ایکس - سهمیه ایگرگ ....


+پول کتابای دانشگاه چقدر میشه؟؟؟؟

ماهی چقد حقوق میگیرم؟؟

ماهی چقد خوود و خوراکم میشه؟؟

پول لباسام چقد میشه؟؟

شهریه کلاسایی که قراره برم چقد میشه؟

.

.

.

.

.

و              چرخهــــــــــــای زندگـــــــی ، پولـــــــــــــــــــــــــــــه




Donya Bani
۲۱شهریور

اگه برم آزاد..اصن همون رشته ای که دیوونشـــم... بعد تو زندگی به جایی نرسم...اگه یهو دلم هوس نقاشی کنه ..همه چیو ول کنم چی؟

اگه میلیون ها تومن پول رو به باد بدم چی؟

بهتر نیست برگردم سر علاقمـو برم نقاشیـ بکشم تا آخـــــــــــــــر عمر؟؟و اینکــه گوربابای بهترشدن دنیا...


دوباره نا امید شدم....


اصن نمیدونم چه فازیــــه...


0___0

Donya Bani
۲۰شهریور

چرا اینــــا فقط پنج تا انتخاب منو نشون دادن که آخریشم مرکزه که قبول شدم ..چهارتای بقیه کو؟؟؟


خیلی نامردیه...من میخوام بدونم اون چهارتای بقیه من کو؟؟؟؟؟؟؟

در طی این اتفاقات ناگوار ، من یه نامه فش دار (تقریبا) نوشتم ..و بهشون ارسال کردم.

فردا هم زنگ میزنم دهشــــان را سرویــس میکـــنم...(قول میدم دانشجو شدم ادبیات مودبانه ای رو داشته باشم.)

____


طی مذاکره سنگینی که با راضیه عزیزتر ازجانم پشت تلفن داشتم، به این نتیجه رسیدم...که برم آزاد ..


راضیه واقعا دختر عاقلیه.خودش رتبه اش فوق العاده شد ولی یه چیز معمولی هم که میخواست ، سراسری قبول نشد.و ما ، همگی ، پشت بندش ، توکلی و دوستان رو به فــــش کشیدیم....


الان یکی از دانشجوهای یه دانشگاه غیرانتفاعیه که از حق نگذریم ، دانشگاه فوق العاده ایه.کلا انتخاباش خوبه راضی


گفت دنی، اگه رشته ای که درومدی دوس داری ، تعلل نکن...اصن این بشر حرف که میزنه میشینه به دلم ..خیلـــــــــــــــــــــــــی...


من هم جدی شدم... سراغ جزییات آزاد رفتم...هیئت علمی و غیره رو زیر و رو کردم.همه شون از آزاد دکترا داشتن...به موارد جالبی هم برخوردم.که کارشناسیشونو از سراسری ولی مابقی(!) تحصیلات رو از آزاد گرفتن...


اومدم جزییات صفحه نتیجه رو بررسی کردم و به این رسیدم که چهارتا از نُه تا انتخاب رشته های من توی آزاد پریده...اولش داغ بودم نفهمیدم خب...


آتیشی شدم و اتفاقات ذکرشده افتاد...


بعد کم کم این شک در من جای گرفت که نکنه خودم اومدم ویرایش کردم یادم نیس...ولی خب یادم نمیاد که حوصله ویرایش کردنش در من بوده باشه و من کلا آدم خسته ای ام در ریجستر کردن در سایتهـــا...


به امیـــد اینکه اشتباه خودم نبوده باشه.....ضایع نشـــم


ولی این حق منــــــــــــــــــــــــــــــــــــه که برم واحدی که میخوام...من از مرکز بدمممم میاد


___

Donya Bani
۱۹شهریور

خیـــــلی تحقیق کردم که خودم ُ مجاب به نرفتـــن کنـــم.ولی منطق هایی که مطالــعشون کردم ، خیلی منطقی بودن ...


1- مامان: تو میری یه جای هتل که مدرکش واسه خارج قابل قبوله ... همون جا بهترین باش


2- خودم به مامان : مامان اگه برم آزاد خودم کار میکنم پولشو میدمـــآااا..

مامان: باشه :)-----> :) ... ینی چی این لبخند؟؟؟؟


3-خودم به والدین: با فامیل قطع رابطه میکنم دیگه هم با هیشکی حرف نمیزنم و کسیو نمیبینم.

والدین: باشه :|

مامان:چون بدت میاد از آزادو نمیخوای ضایع شی؟؟؟

من: بلـــی:|



4- خودم به بابا: به جای پول دانشگاه ، پول زندگی من در آیندمو بدین لطفا ...همون پس اندازو میگم.

بابا: باشه :)


5-مطالب: تا لیسانس جون بکن...معدلت خوب باشه... واسه فوق برو دولتی!

اینم حرف درستیه .ولی کی تضمین میکنه من میرم دولتی؟

بیاین به چیزای خوب فک کنیم...


6-مطالب: مثه اینکه معدل بیشتری میگیرم توی آزاد...


7-مطالب و شواهد: مثه اینکه دولتی رفتن سهمــیه میخواد ناجور...هرچقدم من خر بزنم..

آقاااا خیلی نامردیـــه...


8-این یه سالو همگام با دانشگاه (:) آزاد (ایــشــــــ) دوباره برای کنکور میخونم...

(اگه شانس منه اینطوری قبول میــشم دولتیو......والا ...شانسه ما داریم؟؟؟؟)


+کسی کار نیمه وقت سراغ داره؟؟؟؟؟؟

گشتم بود...ولی اگه فریبم(!) بدن چی؟؟؟؟


Donya Bani
۱۸شهریور

امروز


1-موهامو خیلی کوتاه کردم.صبح خودم با قیچی ـم گند زدم به موهام.بعد ازظهر هم رفتم آرایشگاه خاله اینا ، کوتاه کوتاهش کردن.گیسوان زیبامو یه دختره برداشت برای کاردستیاش خشک کرد بعدشم ممکنه دکلره ش کنه.دلم برا موهای قشنگم که یه عالمه طول کشید بلندشون کنم ، تنگ شده.


2- پست قبلی گفتم چیشد ..انقد گریه کردم چشام پف کرده.یه بستی و دو کیک و جوجه کباب خوردم تا فقط گریه ـم بند بیاد(عادت پرخوری من هنگام عصبانیت تازه اس)


3- خدایا توروخدا یه جوری نشونم بده راه زندگیم از کدوم وره.هرچی فک میکنم ، به این میرسم که انگاری تو نمی خوای من به آرزوم برسم...نه ؟


4-....و خدا بزرگتـــــــــــر است


+راه حل من برای بیرون اومدن از حالت دپرسدی:

یه اهنگ شیش و هشت بذار و باهاش برقص...البته دو سه تا بود ایرادی نداره واینو یادت نره.باید به خودت زور کنی همچین کاریو انجام بدی.



...حالا ساسی مانکن گوش بدم یا آرش یا ..؟

Donya Bani
۱۸شهریور

آزاد - تهران - مرکز - رشته مورد علاقم درومدم


همه میگن الکی یه سالتو گذاشتی واسه اینکار...

آزادم مدرکش عین جاهای دیگس .. آزاد فلان..آزاد درد .. آزاد کوفت...


یکی نیس بگه  بهشون ...ایها الناس من از آزاد در حد مـــــــــــــــرگـــــــــــ بدم میاد


انقد اذیتم کردن همش داشتم تو حموم هق میزدم...طوری که دلم برا خودم سوخت


اگه من جایی که میخوام درنیام و قبول نشم ، دیگه زنده بودنم چه فایده ای داره؟

اگه قرار باشه چهارسال ، اونم فقط به خاطر کسایی که همش نق میزنن و فوضولی میکنن برم دانشگاهی که حالم ازش بهم میخوره...چه بهتر که رشته ای برم که دوسش ندارم نه این که علاقه امو ببرم زیر استفراغ عقده یه مشت آدم


نامرداااااااااااااا...


دنیا نیستـــم اگه بذارم حرف شما منو بکشونه دانشگاه مزخرف!!!

Donya Bani
۱۷شهریور

1- موهامو فردا ++++خــودم++++ در حد کچلی کوتاه میکــنم...

2-لاینــمو پاک میکنم.

3-نمــاز مـو شروع میکنم بخونم.

4- گوشی هم خامــوووووووش(خیلی سخته)..فقط سیم کارتمو در میارم!

5-بلاگــ هم نمیــــآم..شایدم اومـــدم..نمیدونم اصن!

6- فامیل اکیدا تعطیل...

7-یادم نیس :|


Donya Bani
۱۷شهریور

ناخونـــم عین ِ دماوند شده...سوهانم کو؟؟ دوهفتس غیبش زده...


+اولین پس لرزه :

عموم، تو چه دختری هستی اصن نمیشه باهات حرف زد! :|

عمه ام، اینایی که قبول شدن زحمت کشیدن دیگه(ینی خفه بمیر تو هیچ گ ای نخوردی:|)


و من در پاسخ برای اولین بار بهشون گفتم ازین که جلو روم بهم توهین شه یا بهم متلک بندازن یا پشت سرم حرف باشه و بهم برسه بدم میاد...بعلاوه چن تا تیکه آبدار :دی


خلاصه ازشون خدافظی کردم ، فور اِوِر یــشو البته!


حقشونه..همش تیکه میندازه اون عمه ی لوس و تحفه ای و نازنازو ..خجالت نمیکشه پنجاه سالشه همش خاله زنک بازی درمیاره ..زنیکه فلان فلان شده ..... _______...بیشعــور ِ ___....فاز برش میداره فک میکنه کدوم توالت مملکتو پر کرده...بابا یه کم واقع بین باشیم انقد بقیه رو سرزنشِ و اذیت نکنیم...

تو قرآن هم گقته سرزنش کار بدیــه..


عایا خارجــی ها هم همچین عادتــای مزخرفی (تیکه، سرزنش ، فوضولی) دارن؟؟؟

Donya Bani
۱۷شهریور
راضــی زنگ زد.گفت جوابا رو گذاشتــن تو سایت.پریدم نشســتم پشت سیستــم...و 

قبــول نشـده بودم. (+__+)

الان به مامان اینا نگفتم.جالبه که حـزن عظیمــی رو درون من نمی بینن درحال حاضر...

خدابزرگــه (×---×)

ایشــالله تا افتخـار سال بعــد....


{تــوی من:

وااااای .خدایا چه غلطی کنم؟؟؟؟    نه این حق من نبــود...چرا بود...آخه خدا خیلی ناجور خورد تو ذوقـــم

هـــق هــــق .....آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ...بیچاره شــدم..آآآآآ ... من میرم خودمـــو میکــشم.....آآآآآآآ......من 

چقــد بدبخـــــتم...حالا چیکار کنـــم؟؟؟؟هــــق هــــق هــــق ......بیچاااااااااااااااااااااااره شــــد ـَ ـَ ـَم...






___________


کاری که من چنــد دقیقه باید انجــام بدم:

1- نفس عمــیق
2-برنامه ریزی خــــــــــــــــفــن(>___<)
3-شاید رفتـــن ـم به قم و درس خوندن در اونجا
4- برم شروع کنم درس بخونـــم
5- دوباره فک کنم 
  


آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ


خدایا من دردمــو به کی بگـــم؟؟؟؟؟

Donya Bani
۱۷شهریور

یه بابایی که رفتم پیِ شو گرفتم و فهمیدم که رپِر هسـ،  توی تویــــــــــیتر درخواست دوستی داده.و ازونجایی که یکی از دوستام با همچین آدمایی برخورد داشته وبرام تعریف کرده چه آدمای تمیزی(😁😁😁)تشریف دارن،ایشونو ادد نمیکنم...

باشد که رستگار شود،:)هروخ آدم شد بِش فک میکنم..


+امروز میخواستم تلگرامُ بریزم.اما خیلی جلوی خودمُ گرفتم که اینکارو نکنم😒.توی یه کتابی میخوندم که میگف فرق آدما ،توی مقاومتشون در برابر وسوسه هاییه که میشن.اصن واکاوی هم نشه ،تا حدی درست بنظر میرسه.درنتیجه تنها چیزی که دان کردم،شیپور بود تا ویالنُ عینکُ یه سری خرت و پرتای دیگه مُ بفروشم تا از یه جاهایی خرجای بیخودیمو جبران کرده باشم.

تصمیم جدیدم؛

تصمیم گرفتم دیگه تلفن خونه رو جواب ندم.واسه چی باید اعصاب نازنین تر ازجانمو واسه سین جیم های درمورد وضع زندگی خواهر خرْمشنگِ مغز بودادم خُرد کنم؟(خُرد- نه خورد ...از گفته های آقای حاج روحانی-که توی پیوندام مشاهدَش میکنید)


Donya Bani