⭐پِـــــیج ِ مقــــدسی برایـ خودِ خـــودمـ⭐

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

وقت نداریم

فیلمامونو دیگه دوس ندارم.
به یه نقطه ای رسیدم دکوپاژ کثافت کاری اونوری از فضای تاریک و مغموم فیلمای این ور آبی قابل تحمل تره.

امسال خیلی از غیرممکن ها ممکن شد
مثلا الکترال .
خب واضحه ربط زیادی به ما نداره آما فک کنم باید یه کم فضولی بکنم تا بگم" منم هستم"
قضاوت نمیکنم.
+مثلا خودم.
مثلا رویاهام.

بابا دستگاه تصفیه نمیگیره.
کاش مدیریت کنیم.

روزا فقط 30-40 دقیقه میتونم تمرکز کنم.
بقیش سردرده.
کم خونی بهانه اس. 
آلودگیه!

خب الان همه پرسیدن
"دنیا اروم شدی؟"
یا نکاه هایی که گاها نفرت حمل میکنن.خب شما ها که به درک 
اما اولی
"""" وقت کم داریم""""
خیلی کم

اعتراف میکنم به موجودات فرازمینی اعتقاد دارم.

معذرت میخوام از خودم
که برای "زیستن" کار خاصی نمیکنم.

سرم خیلی شلوغه.
خوبه.
اما دغدغه ها میره زیر توان:)
Donya Bani

عه و ن

عمق یه سری چیزا فقط بامداد مشخص میشه

این که با هزار تا نذر و نیاز خوابت ببره

و وقتی خواب و بیداری موزیک تیتراژ سریال  و و توی ذهنت زنگ بزنه


تبریک به خودم 

یه دور دیگه حماسه ساز شدم


خیلیا از من خوششون نمیاد

به درک:)


خدایا اینو خوب کن


خودمو و خودتو و بابامو عشقه 

Donya Bani

اصولا

اصولا برنامه نویسی یعنی به یه بچه یاد بدی که چطور حرفا و تفکرای یه ادمیزادو بفهمه.

چی میشد اگه لازم نبود دیگه برای اینکه یه چیزی رو به کامپیوتر یاد بدی (ویرگول) واسش یه عالم وقت بذاری و برنامه بنویسی؟؟؟؟


در واقع تو زندگی خودتو و تفکر خودتو به یه زبون دیگه حالی کامپپوتر میکنی.چی میشد این واسطه وجود نداشت؟


ــــ

خواهر خل مشنگ با اون چوب سنگین انگشت کوچیکه دست چشمو داغون کرد.


خب دنبال معلم میگردم سوئدی یاد بگیرم؟:\


اون روز توی راه با یه مرد گولاخ که اومده بود توی دستشویی زنونه دعوا کردم.


روز اول خوبی بود.میدونم روزهای بهتری هم در راهه.ازش خوشم میاد.


دیروز نرفتیم اون همایشه.بدم نشد البته!


حس ناامنی دارم چرا؟؟؟


همین طور دارم مردنی تر میشم!!!


اصولا الان باید یه رمانسی باشه ولی نیست.:)))))


ازون سگه خوشم اومد اسمشم گذاشتم داگی.فک کنم شکاریه.ابجی جان میگه سگ از دور معضوقته .از نزدیکه بیاد پیشت شلوارتو خیس میکنی:/


یه یارویی داره داد میزنه.

۳ نظر
Donya Bani