⭐پِـــــیج ِ مقــــدسی برایـ خودِ خـــودمـ⭐

۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

کتابخانه شبانه روزی

و درحال حاضر خدا میدونه که چقدر دلم میخواد برم کتابخونه شبانه روزی.

و من اینکارو میکنم 

۲ نظر
Donya Bani

bla bla bla رو با حالت یه جوکر بخون سرتم تکون بده

بارون خوبی بود دیشب.خیلی باحال بود که هیچ کس (خیلی کم و انگشت شمار)توی منظقه مورد نظر پیاده رویم در حال تردد بودن.حال جالبی بود.

تعداد زیر بارون رفتنای آدما نشون میده چقدر بزرگتر شدن.

شایدم نه...

زیر باران باید رفت.انگار شسته میشی .یکی دیگه میشی.بهایی میدی مثه کمردرد که به آرامش برسی.

ــــــــــ

کتاب جدید با چاپ جدید گرفتن مزه ی دیگه ای داره:)(سر تکون دادن به سمت بالا و پایین)

بوش - صافیش

+از وسواس تمیز نگه داشتن کتابام بیرون اومدم.الان چایی هم بریزم گریه ام نمیگیره:)(یه ابرو بالا لب ها حالت ترامپی)

ــــــــــ

راستی ترامپ که اومد باید خدا خدا کنیم مملکت نپذیرن میشه با یه دیوونه اینده رو رقم زد سال دیگه احمدی نِژاد نشه تریسر حوادث امسال.

ولی دخی ترامپم خودشو اماده کرده واسه چیزای مهم که اجازه داده ددی دیوونش بشینه روی صندلی ریاست.بهش نمیخوره دختر خیرخواهی باشه(در واقع بهش میخوره.ـاما چون زبان بدنش خیلیــــــــــــــــــــــــــ برای من آشناس ـ میتونم به جرات بگم که دختر بشدت زرنگیه)


با اون موهای حنا بسته اش:)

ـــــــــــ

من میخوام موهامو رنگ کنم.

واکنش بقیه رو بیخیالشم.

آما

مهم اینه که چجوری برم آرایشگاه خاله که پول ندم.

ــــــــــــ

حرف زیاده اما زمان کم

انشا ا... دفعاااات بعدی:\

Donya Bani

من و امروز

مامان 

ازت بدم میاد

۱ نظر
Donya Bani

و خزعبلات

دنیام 

دوازده ساعته اینستا رو ترک کردم.

(از سری اعترافات) 


چرا یادم میره گاهی میخوام کجا برم.!؟

چرا میشم کهکشان توخالی؟!

چرا یادم میره چیا و کیا کمکم کردن؟!

انگار یادم رفته چیکارا کردم که از عمق نبودن برسم به صفر بودن.

یادت بیار دخترکوچولوی قصه من

یادت بیاد که تو هنوز بزرگ نشدی

ونباید مثه بقیه ماسک بی حسی بزنی که بگی"آره من خیلی شاخم"


دیدین گاهی اوقات فک میکنین داشتن یه چیزایی اصن بهشتو داشتنه.

بعد که به دست میان میفهمین نه باو اصن هیچی نبودن که به نظر میرسیدن.

بزرگ شدنم مثه اوناس.

یا من قبلا فک میکردم که چه خوبه آدما مثه ربات هیچی حس نکنن،

چه خوبه مثه ادمای مثلاااااااااااان کاریزماتیک پوکر باشی، 

یا اکمتر  بخندی 

الان من پشیمون م ازین رویاهام.

بقول معروف 

Becareful what you wish for

Donya Bani

هنوز

هنوز هم وقتی خواب پرواز میبینم

ازخواب نمیپرم

تعبیرش را میگذارم بر اینکه هرگز نمی اید کسی که پا گذارد بر پرواز من

Donya Bani

وقتی بین دوراهی جرات و احمقیت قرار دارم

اون یارو که اون روز اومد خونه ما دستشویی کنه،

من اومدم بلند بلند بهش گیر دادم.

یعنی غر زدم

عذاب وجدان دارم

اما عذرخواهی کردن کار بسیار ناجوریه مخصوصا اگر پدرم هم باشه.

درنتیجه به پدر میگم بهش بگه اگه خواست بیاد .اوکیه

یا اینکه یه چایی ای چیزی به ددی میگم بهش بده که این خیلی مزخرفه.

من الان عذاب وجدان دارم که این یارو رو یه کاری کردم بیاد تا مسجد بره دسشویی اونم تو این سرما.

فردا به بابا میگم که بهش بگه ما ناراحتیم.

عذاب وجدان خدایا اخه چرا.

لعنت به این لیمبیکِ مزخرف

من یه روز اینو میکنم از مغزم باو

۱ نظر
Donya Bani