⭐پِـــــیج ِ مقــــدسی برایـ خودِ خـــودمـ⭐

۳۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

پـُف شرعی

در مورد جو دانشــگاه به خصوص برخورد خودم خیــلی نگرانـــم


ازمطلب هایی که توی نت پیدا کردم:


 به محض احساس دریافت پیامی غیر آموزشی، سریع رابطه را در همان لحظه قطع کنید.
- در فضای آموزشی مختلط، مواظب نگاه خود باشید و به پیام های شفاهی، کتبی و ... افراد مزاحم توجه نکنید و حتی اگر به داد و فریاد متوسل شدند، نشنیده گرفته، از موقعیت دور شوید.
- در جمع دوستانی که به این نوع روابط دل خوش کرده اند، شرکت نکنید و حداقل وقتی به گزارش این نوع عملکرد غیر شرعی خود می پردازند، از آنها کناره بگیرید.
- توجه داشته باشید که بسیاری از انسان های مبتلا به انحراف رفتاری با قصد و غرض قبلی به این وادی وارد نشده، بلکه دست های ناپیدایی آن ها را به این هلاکت مبتلا ساخته است. شما نیز از حیله این دست ها خود را در امان نپندارید؛ زیرا همیشه آنها با شما و در کمین شما هستند؛ گرچه شما از آنها غافل هستید.


راهکار های خوبی بود.

۲ نظر
Donya Bani

آی جاست نید سام ریل رست

دغدغه هامو مینوســـم

کارایی که باید بکنم مینوسمــ


استرســم تمومی نداره


الانم یکیش عوض کردن خطمه...همش فک میکــنم حوصله آدمای دوروبر فعلیمو ندارم، بعد فک میکنم خب الان اگه من برم دانشگاه دوباره یه عالم آدم هستن که من باید شمارمو بهشون بدم.دلم میخواد کلا گوشی نداشته باشــــم(بســـی آرزوی دور و درازیست...شاید همچین کاریو کردم.حوصله سر خر ندارم اصلـــــــــــــــــــــــــــا)


فک میکنم خب تلگرامو پاک میکنـــم ولی به این نتبجــه میرســم ازینی که هستــم منفعل تر میشم(توی جستجــو کردن مطالب : گروهی درست کردم که بنیانــش روی مطالب آموزنده اس)


دکتر بهم گفت شکلات، چیپس ، پفک ، فست فود، نوشابه  ممنوع!!!!

من کلا از نوشابه بدم اومده.نمیخورمش..تا امروز یه کم شکلات خوردم..و سه تا فست فود....

چرا من انقد بدم آخه!!!!!

باید دیگــه اینا رو نخورم...الانـــــــــــم میرم یه عالم میوه می چپونم تو معدمــــ


کتابــای کنکورمم ، جز زیست و فیزیک و شیمی و ریاضی رو میدم به محمدرضا، پســرعموی فوق العاده دوسداشتنیم....خودمم چن باری باید برم شهرشون یکم تو درساش کمکش کنم!

(در حال حاضر این فکر فست فود داره با اعصابم اسکواش بازی میکنه)


وای خدا این دختره چقد خوشگــله!(سحـر توی سریال آقای سنگی)


امروز صبح ساعت هفت صبح بلند شدم و انتخاب واحد کردم.چقدرررررر این انتخاب واحد دنگ و فنگ داره.البته فعلا زمانای خوبی برداشتم....از صبح عین جغد زل زده بودم به مانیتور تا آزمایشگاه فیزیک اضافه شه به لیست، طرفای نه بود که اضافه شد اونم دوتا..ولی ساعتاش خیلی رو مخ بود.خنگی کردم و شیمی رو چهارشنبه از پنج تا هشت برداشتم...خدا رحم کنه بهم!باید دوشنبه صبح برمیداشتم که چهارشنبه دوتا کلاس برمیداشتم که ازون طرف یه واحد بیشتر شه.تقصیر خودمه که دیر انتخاب واحد کردم...باید همون دیروز ساعت دوازده حمله میکردم به سایت!!!!


از من میشنوین حواستون باشه که زود انتخاب واحد کنین تا به خودتون بدو بیرا نگین


حالا جالبش اینجا بود یه کلاس فیزیک بود تا تکمیل ظرفیت پیش رفت و خودمم برش داشته بودم.منتها از ساعتش بدم اومد و کلاس اضافه کردن ..منم با تمام توان انگشتامو به کار گرفتم و خودمو از سه ساعت کلاس با خانم الناز ...... محروم کردم.......کجا بودیم، اهان تکمیل ظرفیت شد و درعین ناباوری 
، یهو دوباره ظرفیتاش بالا رفت ...1..2...3...4...5... بعد دوباره کم شد..تا 1...گفتم خدایا اون یه دونه مال منه؟؟؟


خلاصه کلاسام اینه:

ریاضی دو تا چهار چهارشنبه

فیزیک  ده تا دوازده دوشنبه

شیمی  سه تا شیش پنجشنبه

اخلاق  سه تا پنج دوشنبه

زبان فارسی دو تا چهار سه شنبه

زبان انگلیسی ده تا دوازده سه شنبه



عه کلاسای آز فیزیک اضافه شد...میگیرمش!!!!

نمیتونم بگیرم مثه اینکه شهریه بیشتری باید بدم و درحال حاضر کارت پدر کار نمیکنه!!!

اشکال نداره...

فعلا این ترمو باید بذارم یخ تنبلیم آب شه!

وای خدایا چقد کار دارم من


۱ نظر
Donya Bani

کپـــی ارزشمـــند

- میخوام بزارم آینده یه چیز جدید باشه نه چیزی که هزار بار قبلش تصور کردم تک تک روزاشو حتی. :د واقعا چرا نباید بزارم آینده و اتفاقات خوبش غافلگیرم کنن؟ آینده نگری رو قبول دارم قطعا، اما افراط و خیال پردازی بیش از اندازه رو نه. به خودم اثبات شده که اصلا خوب نیست. حتی اگه تموم اون خیال ها هم واقعی بشن به اندازه وقتی که بهشون فکر میکردی لذت بخش نیستن و اگه اتفاق نیفتن هم که خب مشخصه. خطاب به خود ِ خیال پرداز ام.


این حرف فوق العاده ایه..تا حالا به فکرم نرسیده بود...دوسش دارم خیلی زیاااااد


وب منبع:http://happycloud.blog.ir/

Donya Bani

خیلــــی سبــز --- خیـــلی خـــز:|

 وقتی این تبلیغـــه خیلی سبز پخش میشه ، اصن میخوام دمپاییمو پرت کنم به سمت تی وی...

آخه این چه وضعــیه ..من شکست عشقــی خوردم توی این یه مقولـــه ..بعد صدا سیما تا میتونه ازین کتاب جیگرا پخش میکنه...یکی نیس بگه شاید کسایی مثه من دلشون آب شه ، همه ی دست اندرکارای تی وی و خیلی خــــز رو به فش بکشـــه...والا


تیم والیبالمون که گنـــد زد ، دستش درد نکنه!!! دیگه به چی دلخوش شیـــم؟؟؟


___

تا سالــهای سال اسم کنکور میـــاد من فقط آه میکــشم!!!!

Donya Bani

امروز سی شهریور، همه چی آرومــه

بالاخره ثبت نام کردم..همون رشته همون دانشگاه و همون آدمم هنوز


رفتم پیش روانشناس، یه امیدایی دارم به خودم پیدا میکنم...بد نبود!!


و برسیم به امروز که منِ باهووووش به جای اینکه برم از ساعت دوازده انتخاب واحد کنم ، وقت تلف کردم و کلاسایی بهم افتاد که یه سریاشو دوس ندارم...عه خب من فکر کردم فردا انتخاب واحده تو سایت اینطور بود.هی از خدا میخوام سی شهریور یه دور دیگه تکرار شه..تا الان صد بار افتادم رو زمینو گاز زدم از بس حرص خوردم..این چه وضشه دیگه!!البته بگمااا قبلن همشو دراورده بودم پرینتشو داشتم که سی ام شروع میشه....ای خدا من چقد بدمممممم!

حالا تا فردا صبح باید بیدار بمونم تا بتونم ساعت هشت حداقل آزمایشگاه فیزیکو بردارم ، الکی که نیست رشتم ، زیست سلولی مولکولیه...خیلیم سخته....وای خدایا ...خیلی شرمندتم که همش ازت چیزای کوچیکو میخوام...خیلی نامردیه که همش ازت میخوام و دختر بدیم!


تلگرامم که ریختم کمتر اعصابم بهم میریزه، 

صدری بای هم خوب شده ، عاقل شده دارم بهش امیدوار میشم.

امروز میگفت خوشبحال دوستم که باباش گیر نیست، راحت هرکاری میخواد میکنه.منم لپِ کلام بهش گفتم که ما صدرای نجیبو بیشتر می پسندیم..این بشرم خیلی خوش خیاله!!!

همچین ذوق مرگ شد بچم..حالا بزرگ میشه ادم میشه.


17 واحد برای ترم اول کمه میدونم ، ولی برای ترمای بعدم میخوام عمومی داشته باشم...

نمیدونم قرآن بردارم یا نه؟؟؟واقعا نمیدونم.ولی میدونم باید فیزیکو بردارم.اصن عمومیا رو نمیدونم چیکار کنم میترسم چون ترم اولمه، گند بزنم به نمره هام!!!

Donya Bani

عطرهایی که گفتم

نمیدونم چرا عکساش بارگذاری نمیشه...

بیخیالش..خودتون برین بگردین..دلتون خواست هم برام بخرینش لطفا..

فک کنم اگه این عطر رو بخرم دیگه لازم نباشه ک از دانشگاه ازاد بدم بیاد..همش به عطرم عشق میورزم...



یکیش واندر استراک صورتی پررنگه..یکیش واندراستراک بنفشه..که البته من بنفشه رو میخوام فعلا...کی برام میخره ینی.


صدرا با اون والدینی ک ازش سراغ دارم فک نکنم برام بخره.

احی هم ک از ما نیست.

عمو ممد و ابوالفضل که بدتر ازمنه وضشون...

عمه اینا هم هیچی...

بابام میخره ها...ولی میخوام پول یکی دیگه باشه.دویست تا خیلیه.یه ترم کلاس بافت تو آرایشگاه خاله ایناس...

عمه آمنه که دندون گرده...بخششی در کار نیس...

دوستامم که.... 

نمیشه قسطی عطر بخرم؟؟؟؟؟؟

ویالن مم بفروشم صد و پنجاه بیشتر نمیشه.

ولی اگه بتونم عینکمو سیصد بفروشم خیلی خوب میشه.

کسی نیس برام عطر بخره؟؟؟؟؟

اگه داشته باشمش میتونم نفرت دانشگامو فراموش کنم....

من عطر میخواممممم

۱ نظر
Donya Bani

از اونجایی که من خیلی ولخرج نیستم....

 امروز من دو تا تصمیم برای خرید گرفتم.که هرچقدرم فکر کردم به این نتیجه رسیدم که خیلی گرون میشه....میتونم جاهای دیگه خرج کنم(البته تا الان همش اینو به خودم گفتم،همه چیو به خودم حروم کردم...هیچ اتفاقی نیفتاده جز اینکه ریال بیاد رو ریال...)

من اینو میخوام...یعنی واقعــــــــــــا میخوامش....

اصن میخواستم عطر بگیرم بعد از چهار سال اگ اشتباه نکنم...

240هزار تومنه...والبته از تیلـــور، عشقمـــه...

من اینو میخوامممممممممم

چرا هیشکی برام نمیخره.این همه برا مردم کادو خریدم.... 


یه چیز دیگه هم میخوام...یه تیشرت میخوام که عکس تیلور عشقم روش چاپ شده باشه.. اونم تقریبا تا پنجاه تومن اب میخوره.


این عطرا هم گزینه های بعدیم هستن...

ولی این یکیو..ینی واندراستراک خالی رو بیشتر دوست میدارم....

یکی از خوبیای دوسـپسر اینه که میتونی رو مخش کار کنی چیزایی که دوس داریو بخره....


من عطرَ رو میخوااااااااااااااام......

^~^





۳ نظر
Donya Bani

منم به تلگرام روی اوردم

بعد از کشمکش های طولانی با خودم، به این نتیجه رسیدم که حالا که کلا هیچ اتفاق دلپذیری قرار نیس توی این چن روز رخ بده،خب منم تلگرام که خواهر خانومی بهش میگه تِل.. نصب کنم.

همون اول کار مانند عقده ای های آدم ندیده که میتونید خودتونم باشید،گروهی بنا کردم...خلاصه مدیریت یک گروه واقعا کیف انگیز است.

فقط نمیدونم چه فازی دارم، انگار منتظر یه لحظه ی فوران خوشی ام.نمیدونم واقن.


...

اون چن پاراگراف بالا روقبل از اینکه برم دوش بگیرم نوشتم.واقعا صبح زود بیدار شدن و دوش صبحگاهی به همراه یک چای گرم فوق العاده، از بهترین و بزرگترین دلخوشی های عالم میتونه باشه.

امروز به روی عمه اوردم که دخترعمه ام توی هنگ اوتز بلاکم کرده.کلا خیلی خودشو میگیره این بشر.منم فک کنم دلم خنک شد ک به عمه گفتم که نیکی اینکار رو از قصد میکنه.

ولی بابام یه چیزایی تعریف کرد که من بیشتر دلم به حال عمه سوخت.و درنتیجه دارم سعی میکنم که خوشحالش کنم.امروز همه خانومی رو اضافه کردیم به اعضای گروه که کلا فامیل کیفور شه.

توی گروه میخوام یه سری کارا کنم که اموزش زبان انگلیسی هم جزوشه.البته فقط واژگان رو.

دیروز که نه،دیشب از کنار دانشگاه خراب شده رد شدیم.اخر سرم بابا رفت ثبت نامم کرد.من واقعا ازین جهنم دره بدم میاد.حالا چطوری درس بخونم توش.جو شو چیکار کنم؟

کلا ادمی ام که جو محیط برام مهمه.حالا اگه کلاس زبان باشه میگی فوق سه ماهه..اینو کجای دلم بذارم اخه..چهارساله لامروت:(

Donya Bani

ببخشیـــد که همون آدم قبلی نیستــم.:)

دلم میخواست عنوان این پستو بارها به همه و از جمله زندگی بگم...

متاســفم که همون آدم قبلـــی نیستــــــــم:)

یه سری قوانیـــن هستن که درهرشرایطی باید رعایـــتشون کنی....در هر شرایــــطی....یه سریا بهش میگن ، تعصـــب....ولی من دلم میخواد بگم معیار ، قانون ...هرچی...
اگه این معیار ها فکر شده باشــن، احتمال اشتباهشون خیلی پایین میاد....حالا توی نوعی هر چی میخوای بگو...ولی اینا معیارای منن و هیچ جوره بخاطر حرف تو کنارشون نمیذارم
_____
خواهر محتـــرم و البته از نسل نابودگران زمین ازم خواسته بدون اینکه به والدین اطلاع بدم براش سیمکارت بخرم... 
اصن خیلی غیرمنطقیه این بشر.... بهش گفتم من مسئولیت هیچیِ تورو قبول نمیکنم(یه سری آدما هستن که بعد مدتهای طولانی می فهمی چطوری باهاشون  رفتار کنی که هم اعصابت خورد نشه ، هم بهت یه سودی برسه..این خواهر من هم جزو همینا بود)
حالا هی اصرار میکنه و عین مته توی مخ منه:|

زیاد ازین خواهر عتیقه به من رسیده....خواهان بیشتر از ینو نیستم...

فک کنــم تا الان بیســـت بار گفت....
Donya Bani

مسجــل

عنوان بهـــتری به ذهنم نرسید.البته بگم که ذهنم کلــا چن روزه(زیاد نه )خیلی خستــه اس.


مسجــل یا مسجع؟؟؟

یه لحظه شک کردم که مسجع درسته یا نه!بنابراین از نعمت گوگل استفاده کردم و به این نتیجه رسیدم که مسجــــل به معنای _قطعی،ثابت شده _ و ازین قضایاست...و مسجــع ینی یه چیزی که سجع داشته باشه.


آفرین به خــودم که اشتباه املایی خودمو فهمـــیدم.هیشکــــــــــیم نگفتش.


خسته ام خیلـــــــی...ایشاالله بعدا پســـت های شایسته تری میذارمـ...

۲ نظر
Donya Bani