بخواهم دو ملیون و اندی خرج یک ضمانت نه چندان محکم بکنم؟

ترجیح میدم لقمه ای را سه بار دور دهنم بچرخانم تا ابنکه با قوطی حلبی غذا بپزم.

به دنبال لپ تاپ بودیم،

هم اکنون بدون خرج ریالی باید جایگزین دستگاه بیابیم تا

 1)اموزش ببینیم وتمرین کنیم./این جایگزین ندارد.

2)فیلم ببینیم./خب با تبلت هم میشود

3)اینترنت گردی کنیم./با موبایل و تبلت میشود 


گفتم که کتابهای راهنمای زندگیم را جا گذاشته ام.همانهایی که هنگام خواندنشان نتیجه گرفتم،برای مردن هم پول میخواهم. و اولویت اول میباشد بر پول.


خانوم چشم سبز مرا یاد دبیر شیمی ام می اندازد،همانکه پسرش آلمان درس میخواند انهم مهندسی هوا فضا.داشت از پسرش میگفت راستی،گفتم بیخیالَش،اگر بپرسم،میپندارد شاید هوس عروس شدن کرده ام.

با این حال برایندم از خانه،عمرا اگر به فکر مزدوج شدن بیفتم تا که ناگه زمان ارزشمندم را برای موجود احمق دیگری هدر دهم.مام فکر میکند به فکرش هستم.آخر یکی بگوید شما الگوی ما،ما نمی خواهیم اشتباه شما را تکرار کنیم.از خدا میخواهیم مثل این بزرگ ریاضی ما را در چهل سالگی از دنیا ببراند.

#لعل لبت، ای تنهایی