وقتی فکر میکنم و میبینم که منظورش ازین کارا اینه که من از خونه برم و

 جای خودشو سبکتر کنه ... حس بدی میگیرم.جای خودشو که با سبکتر کردنش هیچ تغییری پیدا نمیکنه...

ترجیح میدم مغزم نتیجه گیری نکنه دیگه.مغز جان لطفا طوری فکر نکن که من به این نتیجه برسم بقیه گرگن.

سنگینه برام...حداقل همون حداقل خوبی هایی که کردم و فکر کردم وظیفمه ، تبدیل میشن به حماقت!

خدایا، میشه کاری کنی آخرش بفهمم منظورش این نبوده؟