میشه اوقاتی که برمیگردی به عقب و میفهمی گام های اشتباهتو بخاطر دیگران برداشتی...

چه حالی بهت دست میده و میخوای چیکار کنی؟

مقصر دونستن و سوگوار شدن کار اولِ.

اما قدم بعد تصحیح افرادی ان که تو زندگی باعث شدن تو هی عقب گرد کنی.


الان به این رسیدم خواهر من یکی از دست انداز ها و سرعت گیرهای بزرگ زندگیمه.

کسی که باعث شد پرش هام کوتاهتر شه،اما خب خدا افریدتش.نمیشه کاری کرد،جز اینکه ازش جدا باشم.

متاسفانه نسل هشتاد انقدر شاسکول هستند با نشست (!!)های چند ده ساعته هم، چیزی رو متوجه نمیشن.خواهر من که دیگه جای خود داره،بزرگ گوار(!!) گودزیلاهاس.

مامان و بابا هم که... خب کاری نمیکنن مثه همیشه.

غصه ام میگیره.

فرق منو اون یکی دیگه میشه تفاوتهایی که بستره های زندگیمون دارن،اونوقت اون کجا..من اینجا.

من نمیپذیرم دست رو دست گذاشتن رو.باید وضعیت محل زندگیم درست شه.

البته این یه موضوع از زندگی جداناپذیره که "همیشه هستن موانع سرعت گیری که تو میدونی هستن هرچی هم از زندگی بزدایی شون(!!) بازم رشد میکنن."

علف هرز نیستن،

اما سرعتتو کم میکنن.

و یه زمانی میفهمی که یکم دیره.

با این وضعیت کجا رو پیدا کنم که بتونم تنهای تنهای تنها زندگی کنم؟

اینجا خارج از ایران نیس که بشه اتاق زیرشیروونیِ درست جسابی حداقل 30 متر پیدا کرد که اجاره اش با درامدت بخونه.

یه مدتی بخورم به در و دیوار مثه الان آش و لاش میشم...جون مقاومتم کم میشه.

خدایا چرا؟ 

تو دانایی و من همچنان در الفِ دان گیرم...


____

#هدف اول:پونزده تیر

#هدف دوم:تنها زیستن:|

#هدف سوم:آرزوهام

البته یه اتاق هم قضیه منو حل میکنه.

خداوندم،میشه بگی من کی این وضعیت خونه به دوشیم حل میشه؟

نکنه level up ـه؟

چگونه بزی ام؟:8

هلپ می پلیز