خب آره.

گذشته ها شاید داره الان خودشو نشون میده

خب نمیرم به زنش بگم.بالاخره یه خدایی هست.بالاخره من نبخشیدمش و نمی بخشمش

فقط امیدوارم سرطان نشه.

البته بودنش کاری کرده که با زندگی لج بیشتری داشته باشم


من اچ ای وی مثبت هم باشم هنوزم قد و یه دنده ام برای آرزوم!!!

تو که ..

فک کنم روی بد کسی دست گذاشتی گل من!

ــــــــــــ


فیلم لوسی رو ببینید.عالیه

عالی

ــــــــــ

و همانا ما بهتر ازونیم که فکر میکنیم

ــــــــــ

مغرور نشیم

ــــــــــ

imagination governs

_____

با مامانم آشتی کردم.خب اره ایراد میراد زیاد داریم.اما بهتر از ین که مرگ منو ترجیح بده بر بودنم

تصمیم گرفتم حقمو از همه بگیرم و با همه رک باشم.

ولی فقط دل مامان و بابا رو نشکونم

ــــــــــ

مراقب خواسته ها باشیم. واقعی میشن

ـــــــ

مراقب باشیم توی آلودگی بدن ضعیف میشه

ــــــ

بالای لبم زخم شده.روانی کننده اس!


امشب همه دعوت بودن خونه عمه اینا. البته ما و عمو سعید نرفتیم.بخاطر اون آرزوی گند دماااااااااااااااااااغ ایکبیری.

البته بابام گفت معده اش فلانه بیسانه

منم دیدمشون میگم "از ارزو خوشم نمیاد واسه همین نیومدم=)

اوندفه که داشت میرفت بیرون و دید براش بلند نشدم خشکش زده بود.

یادم نمیره چقدر ابرومو برد و جلوی همه تحقیرم کرد و خندید.

تلافی نمیکنما ..فقط نمیذارم دوباره تکرار کنه

امشب قوم ابابیل بهشون خوش بگذره.

حالا یه فکری برای خوراکیهاش میکنم:(

بعدم که دارم تپل میشم از بس یه جا نشستم.چرا؟:\

ــــــــــــــــــــــ

نمیخوام دکتر برم واسش

حالا هرچی

بهش نباید فکر کنم.