اصولا برنامه نویسی یعنی به یه بچه یاد بدی که چطور حرفا و تفکرای یه ادمیزادو بفهمه.

چی میشد اگه لازم نبود دیگه برای اینکه یه چیزی رو به کامپیوتر یاد بدی (ویرگول) واسش یه عالم وقت بذاری و برنامه بنویسی؟؟؟؟


در واقع تو زندگی خودتو و تفکر خودتو به یه زبون دیگه حالی کامپپوتر میکنی.چی میشد این واسطه وجود نداشت؟


ــــ

خواهر خل مشنگ با اون چوب سنگین انگشت کوچیکه دست چشمو داغون کرد.


خب دنبال معلم میگردم سوئدی یاد بگیرم؟:\


اون روز توی راه با یه مرد گولاخ که اومده بود توی دستشویی زنونه دعوا کردم.


روز اول خوبی بود.میدونم روزهای بهتری هم در راهه.ازش خوشم میاد.


دیروز نرفتیم اون همایشه.بدم نشد البته!


حس ناامنی دارم چرا؟؟؟


همین طور دارم مردنی تر میشم!!!


اصولا الان باید یه رمانسی باشه ولی نیست.:)))))


ازون سگه خوشم اومد اسمشم گذاشتم داگی.فک کنم شکاریه.ابجی جان میگه سگ از دور معضوقته .از نزدیکه بیاد پیشت شلوارتو خیس میکنی:/


یه یارویی داره داد میزنه.