یه سری از پستا هستن، همچینی غرقت میکنن.... 

خواب دیدم.

خواب نیکو،کسی که فکر میکنم مقصدمه،خواهرم،سلاله،مامان،مار،عقرب،کوسه،دریا...

امروز عصر فکر کردم به اینکه،

اگه قرار باشه شرایط مذکوره زندگی فعلیم کاری کنه آیندم یه زن خونه دار باشه، یا اینکه کسی که باید یه سریا رو تر و خشک کنه،مرگ برام شیرین تره.

باید حقمو از سرنوشت به زور بگیرم.حق من رویاهای شیرینی ِ که تصورشون میکنم.